علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

339

آيين حكمرانى ( فارسى )

يكى صدقات پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله كه به استناد دو حق خويش آن‌ها را در اختيار گرفته است : يكى از اين حقوق يك پنجم خمس « فىء » و غنايم است و حق ديگر نيز چهار پنجم « فىء » ، يعنى سرزمين‌هايى كه مسلمانان با اسب و سپاه بر آن نتاخته‌اند و خداوند خود آنها را به پيامبر خويش ارزانى داشته است . اراضىاى كه بدين ترتيب در اختيار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله قرار گرفته ، بخشى از آن‌ها را او به عنوان هديه به برخى از ياران خويش داده و باقيمانده‌اى از آن هم براى خرجى خود ، صله‌هاى خويش و نيز مصالح مسلمانان نگه داشته است . پس از درگذشت آن حضرت و برجاى ماندن اين اراضى در احكام فقهى آن‌ها اختلاف شده است : گروهى به ارث بودن اين اراضى حكم كرده و چنين نظر داده‌اند كه بر ارث‌بران آن حضرت قسمت مىشود و به ملكيت آنان درمىآيد . اما گروهى ديگر اين اموال را از آن جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دانسته‌اند تا در پاسداشت كيان اسلام و دفاع از سرزمين‌هاى آن هزينه شود . آنچه تودهء فقهاى اهل سنت برآنند ، اين است كه اين اراضى وقف هستند ، ملكيت اشخاص بر آن‌ها واقع نمىشود و منافع آن‌ها جهت خاصى دارد و بايد در منافع عمومى مسلمانان هزينه گردد . نوع ديگر از اين اراضى ، اراضى عشر است كه همهء سرزمين‌هاى حجاز به جز آنچه را اوقاف يا صدقات پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است دربر مىگيرد . بر اين اراضى هيچ خراجى مقرر نمىشود و تنها از آن‌ها عشر ستانده مىشود ؛ زيرا اين اراضى يا به غنيمت درآمده و سپس ديگر بار به ملكيت صاحبانش درآورده شده است ، يا صاحبان آن‌ها اسلام آورده‌اند و اين اراضى به خود آنان واگذار شده است . هريك از اين دو نوع هم در شمار « اراضى عشر » هستند و خراجى بر آن‌ها مقرر نمىشود . [ صدقات پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ] صدقات يا اوقاف پيامبر صلّى اللّه عليه و إله محدود و شناخته شده‌اند ؛ زيرا در هنگام درگذشت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در تصرف او قرار داشتند و معين و مشخص بودند . اين اوقاف عبارتند از : [ 1 ] نخستين آن‌ها كه خود اولين زمينى بود كه به ملكيت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله درآمد وصيت مخيريق يهودى ، از اموال بنى نضير است . واقدى نقل كرده است كه مخيريق يهودى از عالمان برجستهء يهودى بود كه در نبرد احد به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله ايمان آورد . او هفت باغ به نام‌هاى ميثب ، صافيه ،